چاپ کتاب و مطبوعات و پیدایش داستان کوتاه فارسی

Instagram

 

 

چاپ کتاب و مطبوعات و پیدایش داستان کوتاه فارسی

 

چاپ کتاب

 

 

در سالهای 1253 شکل گیری تدریجی طبقه متوسط و تجدد خواهی خواست مشروطیت وحکومت قانون را در پی دارد. بر اثر گسترش روابط ایران با کشورهای اروپایی به خصوص فرانسه به تدریج افکار سیاسی اجتماعی و فلسفی مشابه در ایران رواج یافت و چاپ کتاب و رمان و گسترش اندیشه های نو همانند این کشورها صورت گرفت.

انقلابیون و آزادی خواهان با سردادن شعارهای آزادی، قانون و برابری بر لزوم برچیده شدن بساط استبداد سلطنتی و برقراری مشروطه و تشکیل مجلس پافشاری کردند و در نهایت در سال 1324ق/ 1283 ش موفق شدند فرمان مشروطیت را به امضای مظفرالدین شاه برسانند و پایه های انقلاب را استحکام بخشند. دستاورد اجتماعی این حرکت برابری مردم در برابر قانون و روی کار آمدن طبقه متوسط بورژوایی و شهری شد. (برای اطلاع بیشتر. ر.ک: بهنام جمشید، ایرانیان و اندیشه تجدد، ص 50 به بعد) «در چنین وضعیتی ارزشهای تثبیت شده کهن اهمیت خود را از دست می دهند و ملت و آزادی های بورژوایی اعتبار می یابند. ادبیات این دوران که متاثر از فرهنگ غرب است با پرداختن به مبرم ترین مسائل اجتماعی و انتقاد از استبداد، خرافات و موهوم پرستی نقش متفاوت با نقش ادبیات اشرافی بر عهده می گیرد. » (میر عابدینی، 1377، ص 17).

دو دهه پایانی قرن سیزدهم در تاریخ ایرانی تحولی کیفی به شمار می رود. بزرگترین رهاورد این دو دهه در زمینه اجتماعی هموار کردن راه فردگرایی است. در تمامی مناسبات جدیدی که انجام شده فرد از کلیت اجتماعی خود جدا شده و کاری را انجام می دهد که برای خودش در مقام یک شخص بر مبنای شخصیتش انجام می دهد. چنین نگرش جدیدی نسبت به انسان معاصر مناسبترین جلوه گاه خود را در چاپ کتاب، رمان و داستان کوتاه می یابد که نمونه هایی از آن در عصر پیش و پس از انقلاب مشروطه نوشته شده است.

آخوند زاده در نامه ای به میرزا آقا تبریزی می نویسد: «دور گلستان و زینت المجالس گذشته است. امروز این قبیل تصنیفات به کار نمی آید. امروز تصنیفی که متضمن فوائد و مرغوب طبایع خوانندگان است فن دراما و رمان است » (آخوندزاده، 1349، ص8).

رویارویی با اروپا سبب بیداری فکری روشنفکران و اتخاذ نگرشی تازه به سیاست و فرهنگ می شود. اما در محیط پر اختناق ایران مجال هرگونه سخن گفتن و نوشتن درباره آزادی و اصلاحات سخت بود و این کوشش ها که از طرف آزادی خواهان و روشنفکران ایران همراه با بیم و احتیاط به عمل می آمد به تنهایی برای تحصیل مقصود کافی نبود.

لذا ایرانیانی که بر اثر فشار داخلی وطن خود را ترک گفتند یا با ماموریت در بیرون کشور می زیستند، دست به قلم زدند و به چاپ کتاب و نشر افکار و عقاید جدید پرداختند و با چاپ کتاب بر پایه مفاهیم جدید و نو نقش عمده ای در تحولات ادبی و سیاسی کشور ایفا نمودند. «متفکران مشروطه خواه که دریافته بودند آن عصر، عصر دیگری است برای بیان طغیان روحی و اجتماعی خود به زبان و انواع ادبی تازه ای می اندیشیدند» (میر عابدینی، 1377، ص 18)

با این حال بازنگری در ادبیات گذشته و رسیدن به درک جدیدی از مفهوم ادبیات و کارکرد اجتماعی آن از ملزومات ایجاد انواع قشر نوین در ایران بوده است. آخوندزاده می گوید: «مدارا خلاف اصل انتقاد است» و دانش جدیدی به نام «نقد ادبی» را معرفی می کند: «انتقاد در یوروپا متداول است و فواید عظیم در ضمن آن مندرج، این عمل را به اصطلاح فرانسه کریتیک می نامند.

نتیجه این عمل اینست که رفته رفته نظم و نثر انشاء و تصنیف در زبان هر طائفه یوروپا سلامت به هم می رساند و از جمیع قصورات به قدر امکان مبّرا می گردد» (آدمیت، ، ص 244). روشنفکران ایرانی در سالهای بیداری ملی با انواع جدید ادبی از راه ادبیات فرانسه و روسیه آشنا می شوند و به صورت چاپ کتاب آن را معرفی می کنند. نخستین ایرانیانی که به چاپ کتاب به صورت رمان و نمایشنامه می پردازند یا روشنفکران و تاجران مهاجرند (آخوند زاده، طالبوف، مراغه ای) یا تبعیدی های سیاسی (میرزا حبیب اصفهانی، میرزا آقاخان کرمانی).

اینان با مهاجرت از ایران به کشورهای دیگر با فرهنگ و ادبیات ملت ها آشنا شدند و اندیشه های پیشروترین قشرهای طبقه متوسط ایران را مطرح کردند و با چاپ کتاب های خود ادبیاتی پدید آوردند که به دلیل منتقد بودن از ناروایی های اجتماعی و سنن خرافی تفاوت های اساسی با ادبیات پیشین دارد.

«تعدادی آثار ادبی و چاپ کتاب داستانی زمینه انقلاب مشروطه را فراهم آوردند و با آن همراه شدند که نشانگر پایان یک دوران تکاملی دیرپا در نثر فارسی و پیدایش نوع جدیدی از ادبیات است که به این شکل اروپایی شده در ادبیات فارسی شناخته نبوده است » (بالایی، کویی پرس، 1366، ص 36). سرنوشت چاپ کتاب هایی از قبیل چاپ کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیگ، چاپ کتاب احمد، چاپ کتاب مسالک المحسنین، چاپ کتاب سرگذشت حاجی بابای اصفهانی دقیقاً به تحولات جامعه در حال نزع قاجار بستگی دارد و نویسندگان آن ها هر یک بخش بزرگی از زندگی خود را در تبعیدی کما بیش داوطلبانه گذرانده اند.

 

پیدایش داستان کوتاه فارسی

داستان کوتاه که در ادبیات فارسی نوع ادبی کاملاً بدون پیشینه ای است؛ در واقع شجره نسبی بسیار کهنی دارد. پیدایش این فرم جدید ادبی نیز به دنبال یک رشته دگردیسی های پیاپی در سبک نگارش و چاپ کتاب‌های ادبی پدید آمد که پذیرش آن را در ادبیات فارسی میسر می ساخت.

ادبیات فارسی به آسانی داستان کوتاه را پذیرفت و آن را بسیار سازگارانه تر از رمان، در ادامه شکل های سنتی جای داد. با این همه نمی توان از جذب این شکل جدید در ادبیات فارسی سخن گفت، بلکه بهتر است از جای گیری اشکال کهن در چارچوب های نو سخن به میان آورد. پایداری ساختارهای کلاسیک در کار جمالزاده با بیانیه نوگرایانه او در دیباچه «یکی بود و یکی نبود» سازگار نیست. اگر می بینیم عنوان انتخاب شده برای آن اثر هنوز گوشه چشمی به قصه های عامیانه دارد؛ در مقابل مقصود نویسنده که آگاهانه تجدد خواهانه است، «مفهوم» خود را که همانا در جهت قلمروی روایی اوست، به هر یک از داستان ها می بخشد.( بالائی ، کویی پرس، 1378، ص8).

چنان که می دانیم نثر در ادبیات کلاسیک فارسی آن مقام شامخی را نداشت که نظم برای خود فراهم کرده بود. از این رو تغییر و تحول در نثر به اشکال خاصی برخورد نمی کرد؛ با این همه دوره بازگشت در این زمینه کار مهمی انجام نداد.

برخی از نویسندگان دوره بازگشت سال های بعد توانستند از حیث شکل و صورت و اسلوب نگارش مختصراً اصلاحی در نوشته های فارسی به وجود آورند، ولی تنها انقلاب مشروطیت و نفوذ بیش تر تمدن و فرهنگ جدید و چاپ کتاب در حوزه رمان و ترجمه می توانست نثر فارسی را برای همیشه از دست منشیان و مترسلان رهایی بخشد. (برای اطلاع بیشتر در این زمینه به اینجامراجعه کنید)

پیش از استقرار مشروطه و آزادی، طالبوف در چاپ کتاب و تألیفات خویش زبانی به کار برده بود که تا حد زیادی ساده و روان و از حیث مضمون با خواسته های عصر سازگار و هماهنگ بود.

ملکم با چاپ کتاب و رسالات خود و دهخدا با مقالات شیوای چرند و پرند زمینه را برای ساده نویسی و بیان مطلب به زبانی که در خور فهم و اندیشه مردم باشد، هموار ساخته بودند. ترجمه های فراوان از آثار ادبی نویسندگان غرب در پیشرفت این سبک نویسندگی تأثیر زیادی بخشیده و برای تحول آینده نثر فارسی راه صحیح و قطعی را هموار کرده بود. نویسندگان ایرانی که آشنایی با اسلوب نویسندگی جهان غرب را پیدا کردند، می توانستند در این رشته جدید ادبیات داستانی تمرین و ممارست کنند، و نوشته های خود را به حد کمال برسانند.

پیش از سید محمد جمالزاده، می توان از علی اکبر دهخدا به عنوان یکی از پیشتازان نوگرا در ادبیات فارسی نام برد. دهخدا در نگارش قطعات کوتاه طنز آمیز چنان مهارتی نشان می داد که شیوه کارش تا سال ها مورد توجه و تقلید نویسندگان بسیاری قرار گرفته بود. مقالات دهخدا که شهرت «صوراسرافیل» تا حدی زیادی مدیون آن است، نه تنها از نظر موضوع، زبان، تفکر و ابتکار تا آن زمانی بی‌سابقه بود، بلکه پس از آن و در روزگار ما هم تقریباً بی مانند است. (در مورد مجله صور اسرافیلبیشتر بدانید)دهخدا در «چرند و پرند» از شیوه ای استفاده می کند که نمونه های آن در ادبیات فارسی بسیار نیست. این طنز داری ویژگی هایی کم نظیر است. در سطحی ترین لایه خود موقعیتی غیرواقعی پدید می آورد که با توصیفی اغراق آمیز همراه است. اما پدید آوردن موقعیتی غیر واقعی در اصل برای نشان دادن چهره واقعیت و در نهایت ایجاد زمینه برای درک عمق آن است و این لایه، لایه ای دیگر، لایه ای ژرف تر در طنز دهخداست.

دهخدا در «چرند و پرند» که از سال (1276 ق) در صور اسرافیل انتشار می یافت، مسایل روز را به شکل حکایت هایی بیان می کرد که از لحاظ سبک، سادگی و شیرینی زبان تا آن زمان در ادبیات فارسی نظیری نداشت. تیزبینی، زبان خطابی و طنز دهخدا میراث جو سیاسی- فرهنگی مشروطیت است. در واقع دموکراتیسم مشروطیت در چاپ کتاب ها و نوشته های او به صورت نوشتن برای مردم کم سواد و به ریشخند گرفتن زبان غیر قابل فهم با سوادان، بازتاب می یابد.

تنها کسی که دقیقاً به تحلیل ساختار روایی چرند و پرند دهخدا پرداخته، کریستف بالائی است که در پژوهشی جالب و دقیق به این مسأله توجه دارد. «چرند و پرند» کوششی ارجمند است برای دست یافتن به نوعی از ادبیات داستانی که اگرچه در آن روزها، هنوز شکل مستقلی نیافته بود، اما بعدها با محمد علی جمال زاده و به ویژه با هدایت به کمال و تشخص می رسد.

سنت پا گرفته به دست نخستین نویسندگان رمان های اجتماعی که مهم ترین دغدغه آنان ارائه صحنه های احساس برانگیز و مهیج بود وچندان تلاشی برای تجربه اسلوب های بدیع درآثارشان دیده نمی شد، دردهه های آغازین قرن حاضر با ظهور نسل جدیدی از نویسندگان به کناری نهاده شد. این نویسندگان که چهار چهره مطرح آنان محمد علی جمالزاده، صادق هدایت، بزرگ علوی و صادق چوبک بودند، به آزمایش مهارت های نوینی در چاپ کتاب داستان کوتاه و رمان دست زدند که حاصل آن، دوره ای جدید را در ادبیات داستانی ایران بنیاد نهاد.

با چاپ کتاب «یکی بود و یکی نبود» سید محمد علی جمالزاده در سال (1300 ش/ 1910 م) یکی از مهمترین حوادث تاریخی ادبیات ایران رخ داده است. این رویداد به کار گرفتن آگاهانه «تکنیک داستان نویسی اروپایی» در نثر نویسی فارسی بود. یک«انقلاب ادبی» واقعی که بلافاصله جمال زاده را به عنوان «پیشوای نوول نویسی فارسی» بلند آوازه کرد.

دلیل اهمیت مجموعه «یکی بود و یکی نبود» در این است که جمال زاده برای نخستین بار داستان کوتاه فارسی را به معنای امروزی آن وارد ادبیات فارسی کرد. اما اگر نویسنده در این مجموعه پاره ای از ساختارهای داستان کوتاه غربی را به عاریت گرفته، سنت کهن داستان سرایی در ایران را کاملاً به یک سو ننهاده است.

محمد جمالزاده (1376-1271ش) نخستین نویسنده ایرانی است که با قصد و نیت آگاهانه صناعت داستان نویسی اروپایی را به کار گرفت و از سنت های کهن داستان سرایی در ایران نیز استفاده کرد و اقدام به چاپ کتاب اولین داستان های کوتاه فارسی نمود و آدم های و شخصیت های کاریکاتور مانند نوشته های دهخدا را تا حد تیپ های داستانی ارتقا داد.

اولین مجموعه داستان او، یکی بود یکی نبود (1300 ش) را سرآغاز ادبیات واقع گرای ایران دانسته اند.

این مجموعه حاوی شش داستان کوتاه با نام های «فارسی شکر است»، «رجل سیاسی»، «دوستی خاله خرسه»، «درد دل ملاقربانعلی»، «بیله دیگ بیله چغندر» و «ویلان الدوله» است که در سال های 1294 تا 1301 ش نوشته شد و از همان ابتدا با توجه به کلیشه های متداول زبان مردم و شکل خاص «داستان کوتاه» غوغای بسیار به پا کرد تا آنجا که برخی نویسنده آن را از این نظر که فن نویسندگی را تا حد قبول و پسند عامه تنزل داده است، به بی ذوقی و بی سلیقگی متهم کردند و گروهی دیگر سبک انشای آن را به دلیل این که اوضاع و احوال و اشخاص را چنان که هست به زبان مردم توصیف کرده، ستودند. خاصه این که نویسنده، خود نیز اقرار کرده بود که بیش از موضوع داستان به سبک انشای آن توجه داشته است.(حقوقی،1379 ، ص46).

در واقع می بایست چاپ کتاب نخستین داستان های جمالزاده را بیش از هر چیز به مثابه نقطه پایانی بر ادبیات مشروطه دانست و به عنوان زیر ساختی قابل توجه به شمار آورد که بنای داستان کوتاه جدید ایرانی بر آن گذاشته شد. جمال زاده در هر داستان با نثری شیرین به تصویر یک تیپ اجتماعی پرداخت و کهنه پرستی و رخوت اجتماعی را با طنزی سرشار از غم توصیف کرد. درونمایه بیش تر داستان های جمالزاده مبارزه با خرافات، نادانی و بی عدالتی های اجتماعی است.

او می کوشید زبان داستان را به زبان محاوره ای نزدیک کند، لذا لزوم ساده نویسی را به عنوان مضمون مشهورترین داستان کوتاه خود «فارسی شکر است» انتخاب کرد. شخصیت های داستان های جمالزاده بیشتر مردم کوچه و بازارند. بین آن ها شخصیت های پیکارو (Picaro) کم نیست. بسیاری از داستان های نویسنده براساس تضاد شخصیت ها و رفتار آنان شکل می گیرد. در «دوستی خاله خرسه» و «فارسی شکر است» این تضاد شدیدتر است.

جمالزاده که با چاپ کتاب مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» (1300) ژانر داستان نویسی را در ایران بنیاد نهاد، به چاپ کتاب رمان نیز روی آورد که در بررسی سیر تاریخی رمان در ایران از آن ها یاد شود.

اما صادق هدایت؛ بنیان گذار واقعی داستان کوتاه در ایران است. او نخستین کسی است که تکنیک داستان نویسی غربی را وارد ادبیات فارسی کرد و با بهره گرفتن از آن آثاری آفرید که پاره ای از آن ها جزو شاهکارهای ادبیات داستانی امروزاند.

نه سال پس از چاپ کتاب «یکی بود یکی نبود» جمال زاده، صادق هدایت با چاپ کتاب «زنده به گور» به جریان نوخاسته داستان کوتاه در ایران اعتلا می بخشد که خاستگاه آن در قرن بیستم قرار دارد، به ویژه از لحاظ ساخت و فشردگی بیان. چهار سال قبل از آن هدایت، در هنگام اقامت در بلژیک قطعه ناتمام و فراموش شده «مرگ» را در مجله ایرانشهر در برلین منتشر کرده بود. اما در واقع او را به عنوان نویسنده، با چاپ کتاب «زنده به گور» می توان شناخت که به شیوه اول شخص مفرد و با مایه ای به شدت یأس آمیز و در فضایی آمیخته از کابوس و مرگ نوشته شده است. تردیدی نیست که هدایت از لحاظ گرایش ادبی پیشروترین چهره معاصر ایران است و چاپ کتاب ترجمه های او از کافکا، چخوف، سارتر و احاطه اش بر تحولات ادبی جهان این واقعیت را نشان می دهد.

او در مقایسه با جمال زاده، به رغم مقام بلند جمالزاده، به عنوان پیشوای داستان نویسی ایران، نویسنده است با قابلیت فکری و استعداد آزمایشگری فراوان. (بهارلو، ص29)

هدایت در عرض کمتر از چهار سال، در دوره اوج آفرینندگی خود از لحاظ داستان کوتاه، به چاپ کتاب «زنده به گور»، «سه قطره خون» و «سایه روشن» پرداخت و چاپ کتاب چهارم او با نام «سگ ولگرد» در سال (1321 ش/ 1924 م) این موقعیت را تثبیت کرد. چاپ کتاب های علویه خانم(1313)، بوف کور(1315)، آب زندگی(1323) و حاجی آقا(1324) تصویری گویا ازچشم انداز هزار رنگ دهه های 1310 و 1320 را ارائه می دهند.

او مجموعاً نزدیک به چهل داستان کوتاه نوشت و تا پس از زمان حیاتش چهره بسیار تابناک ادبیات داستانی معاصر ایران ماند.

هدایت از لحاظ مایه داستان و شخصیت پردازی و شیوه و صناعت داستان نویسی با چاپ کتاب و آثار خود تحول بزرگی در ادبیات فارسی پدید آورد که با هیچ نویسنده دیگری در ایران همتراز نیست. جهان داستان او به رغم تنوع و عدم وحدت هدف در آن، جهانی است هولناک و فاجعه زده که اندیشه مرگ بر آن حاکم است.

صادق هدایت که هم با چاپ کتاب داستان های کوتاهش و هم با شیوه های بدیع روایت در رمان هایش تاثیری عمیق بر ادبیات داستانی قرن حاضر در ایران گذاشته است، در کنار توجه ویژه به داستان های روان شناختی، طیف وسیعی از سبک های مدرن را در آثار خود گنجانده است.

او با چاپ کتاب «بوف کور» در سال (1315 ش/ 1936 م) شهرتی بی نظیر حاصل کرد تا آنجا که در طول زمان به چندین زبان زنده دنیا ترجمه شد. رمان «بوف کور» را می توان به حق سرنوشت سازترین اثر در حیطه ادبیات داستانی مدرن ایران دانست که علاوه بر ترجمه شدن به بسیاری زبان ها، در داخل و خارج از کشور مورد توجه منتقدان برجسته قرارگرفته و موجی از نقد و نظرهای علمی را به راه انداخته است که بی شک در مجهز کردن ادبیات داستانی فارسی به پشتوانه نظری و دانش نقد ادبی تاثیری چشمگیر داشته اند.

این اثر داستانی نشان دهنده خصوصی تر و درونی تر شدن رمان در دوره ای بیست ساله است که در آن روشن فکر طرد شده از دخالت در امور اجتماعی، به کاوش در ابهام های درونی انسان و زخم هایی می پردازد. «بوف کور» همچنین نشانگر تحول درونی انسان ایرانی، (به مفهوم امروزی آن) است. هدایت نویسنده عصر برخورد ارزش های سنتی با تجدد، عصر پدید آمدن گسست در جامعه و ذهنیت متفکران است، نسلی که خود را در آستانه تحول و لبه بحران یافته و در پی به دست دادن تعبیری تازه از حیات است. (میرعابدینی، ص92)

 

هدایت با چاپ کتاب و داستان های خود زبان داستان نویسی را نیز متحول کرد. در نثر توصیفی و تصویری او از عبارت پردازی ها و حاشیه روی های جمالزاده کمتر اثری می یابیم. این هنرمند آگاه و منضبط، ناگزیر بود برای ایجاد ساختمان نوین داستان هایش و ترسیم حوادث و شخصیت هایی که بسیار کامل تر و پیچیده تر از ماجراها و تیپ های داستانی جمال زاده اند، زبانی هموارتر و پرداخت تر به کارگیرد. از نخستین نویسندگانی که در آغاز به پیروی از شیوه کار و اندیشه هدایت و سپس در راه مستقل خود، به نوشتن داستان پرداختند، بزرگ علوی و صادق چوبک بودند.

پس از هدایت، بزرگ علوی متاثر از شیوه های مدرن داستان نویسی و نظریه های جدید روان شناختی اقدام به چاپ کتاب به صورت داستان کوتاه و رمان نمود و با چاپ کتاب های خود نقش و سهمی در تجدید حیات ادبی معاصر ایران داشت. از این رو می بایست او را از بنیانگذاران داستان کوتاه در ایران به حساب آورد.

در داستان های بزرگ علوی مانند هدایت، کمابیش ساختار داستان کوتاه غربی به چشم می خورد. چاپ کتاب چکدان او به عنوان اولین مجموعه داستان وی در سال (1313 ش/ 1934 م) صورت گرفت. این کتاب شامل شش داستان کوتاه است که در آن تأثیر نوشته های هدایت را می بینیم. علوی نیز به حالات روانی و درونی آدم ها می پردازد. وی مانند هدایت، آموخته های خود از روانکاوی فروید را در داستان های کوتاهش به کار گرفت و قهرمانانی حساس و منزوی آفرید که براثر شکست های عشقی دچار جنون و مرگ می شوند.

«بوف کور» و «چمدان» به لحاظ بهره گیری از روانکاوی، نقاط مشترکی دارند. از سوی دیگر، پرداخته ترین داستان های کوتاه علوی با خاطرات ایام حبس نوشته شده، آن چه که به «ادبیات زندان» معروف است، و البته هیچ کدام ماجراهای کمابیش معروف «پنجاه و سه نفر» را مستقیماً ضبط نکرده اند.

در داستان های «زندان» به رغم گرایش اجتماعی سرشته در آن ها، اندیشه رمانیتک کماکان وجود دارد. برای مثال در داستان های «پادنگ» و «رقص مرگ» از چاپ کتاب «ورق پاره های زندان». تقریباً همه این داستان ها به شیوه اول شخص مفرد نوشته شده اند. راوی همان نویسنده است، و گاه نیز در قطعاتی مستقل اندیشه و احساس خود را ثبت کرده است. اما در «عفو عمومی» که سیاسی ترین و جهت دارترین داستان کوتاه بزرگ علوی است؛ نویسنده براساس یادداشت های یک زندانی، ظاهراً عضو «پنجاه و سه نفر»، به توصیف فضای اختناق زده زندان و حالات شخصی و درونی زندانیان پرداخته است. آثار علوی به دلیل توجه به تحلیل های روان شناختی، نزدیک شدن به ساختار داستان های پلیسی، نگاه مبتنی بر رمانتیسم و زبان شاعرانه اش برجستگی خاصی دارد.

صادق چوبک که کار نویسندگی خود را در این دوره آغاز می کند و به زودی در ردیف بهترین داستان نویسان ایرانی قرار می گیرد؛ با چاپ کتاب «خیمه شب بازی» در سال (1324 ش/ 1945 م) ورود یک نویسنده چیره قلم را به جامعه داستان نویسان ایرانی نوید داد. چاپ کتاب داستان کوتاه «بعد از ظهر آخر پاییز» نشان ازتوجه نویسنده به شیوه های مدرن داستان نویسی و تلاش برای نفوذ به درون ذهن شخصیت ها داشت. نگاه بی طرفانه و بی ترحم او به فساد و زشتی برای خوانندگان ایرانی آن دوران، که از نگرش احساساتی و مواعظ اخلاقی نویسندگان دیگر خسته شدند، مورد تحسین و تقدیر قرار گرفت. او اعماق جامعه ای بیمار و اسیر خرافات را می کاود و تصویری هراسناک از آن به دست می دهد. داستان های او در دنیای بی رحمی می گذرد که آدم هایش ترس خورده و از خود بیگانه اند.

آدم هایی که حتی نمی توانستند تمایلات غریزی خود را بیان کنند، ستمدیدگانی که یکدیگر را مورد ستم و آزار قرار می دهند. آن چه چوبک را در ترسیم تصویرهای عینی از جنبه های مختلف پلشتی و پستی زندگی آدم های آثارش موفق می کند، بینش ناتورالیستی اوست. چوبک با چاپ کتاب دوم خود یعنی «انتری که لوطیش مرده بود» (1328 ش/ 1949 م) اگرچه به سبک ناتورالیسم نزدیک شد ولی رئالیسم را نیز فراموش نکرد. در واقع در داستان های او ناتورالیسم و رئالیسم به طرزی طرفه با یکدیگر سازگار شده است.(آژند، 1364، ص 28 )

چاپ کتاب تنگسیر(1324 ش / 1963 م) و چراغ آخر(1344) آثار بعدی چوبک بودند که در آن ها دید ناتورالیستی نویسنده و تمایل او به نشان دادن جنبه های تاریک و پلشت زندگی، همه توجه ها را به خود جلب کرد. (دهباشی، 1380، ص11- 12 ).

بعدها چاپ کتاب «روز اول قبر» (1344 ش/1965 م) و رمان «سنگ صبور» (1345 ش/ 1966 م) نشان داد که نویسنده روایت ذهن داستان کوتاه«بعد از ظهر آخرپاییز» را به طورجدی تر و گسترده تری دنبال می کند وبدین ترتیب، اولین رمان فارسی را می آفریند که در آن آگاهانه از شیوه جریان سیال ذهن استفاده شده است. (بیات، 1387، ص163).

سبک چوبک بیش از هر نویسنده دیگری به آنچه صداقت و سادگی خوانده می شود نزدیک است؛ به طوری که خواننده اغلب احساس می کند که با واقعیت سروکار دارد. واقعیتی که با کلمات و ترکیبات طبیعی و دقیق متبلور شده است. زبانی که چوبک از آن استفاده می کند، زبانی است غنی و گیرا و با هویت. او برای «واقعی تر» کردن داستان به جزییات و ریزه کاری های عینی توجهی بسیار نشان می دهد و در به کار بردن کلمات مناسب در جای مناسب خود تواناست.

چوبک در بیش تر داستان های خود تجسم های ذهنی و یافته های عینی خود را با مهارت تمام درهم تنید و تصاویر به یادماندنی و جاندار از هنر داستان نویسی را پیش رو نهاد. در آثار او توده های فقر زده شهر، شرایط محنت بار زندگی و حقوق پایمال شده انسان ها جای ویژه ای دارد. نویسندگانی که از آن ها یاد شد، متعلق به نسلی بودند که در سال های حکومت پهلوی اول و در محیط سیاسی و اجتماعی پر از اختناق آن دوران، زمینه ساز توجه جدی به نقش فرم و زبان در شکل گیری آثار داستانی شدند و تاثیر برخی از آثار برجسته آنان، همچون بوف کور، تا چند دهه بعد در آثار نویسندگان مدرنیست نسل های بعد آشکار بود.

اما با این حال، در دوان دیکاتوری رضاشاه در فضای کلی ادبیات داستانی کشور ضعف هایی چون فقدان جهان بینی منجسم، تشتت و چند گانگی سبکی، تاثیرپذیری خام و عجولانه از سبک های متفاوتی چون رئالیسم، رمانتیسم و ناتورالیسم، رواج داستان های هیجان آور تاریخی و عشقی و اثر تخدیری آن ها بر اجتماع، ترویج آثار داستانی ذهنی و جامعه گریز و نبود ترجمه های علمی و معتبر از آثار مطرح جهانی دیده می شود.( میرعابدینی، 1366، ص89)

 

 

چاپ کتاب، تبدیل پایان نامه به کتاب، کتابان، چاپ