Instagram

تاثیر صنعت چاپ کتاب بر  نثر فارسی معاصر

تاثیر صنعت چاپ  کتاب بر  نثر فارسی در دوره ی معاصر

چاپ کتاب و نثر فارسی

 

تاریخ ادبیات نوین ایران مستقیماً به دو پدیده مطبوعات وصنعت چاپ کتاب وابسته است. اهمیت چاپ و چاپ کتاب درآن است که پیدایش مطبوعات و در عین حال نشر ادبیات را از قرن نوزدهم میسر می سازد و مطبوعات از آن جهت حائز اهمیت اند که تکیه گاه ادبیات قرار می گیرد و در نظام ادبی و به ویژه در نوشتار منثور تغییر و تحول اساسی ایجاد می کند. «مطبوعات فارسی زبانان که در ایران و خارج از ایران از نیمه قرن نوزدهم توسعه یافتند کاملاً در بطن نظام ادبی فارسی جای دارند و از این نظر مانند یک زیرنظام عمل می کنند. ولی در عین حال نظامی مستقل اند و قوانین خاص خود را دارند. » (بالایی.1377.ص 15). در واقع مطبوعات تقریباً یک نظام دورگه است، از طرفی می توان مطبوعات را وسیله ی ارتباطی دانست و از سویی یک نوشته نوآور است که تکنیک های خاص خود را گسترش می دهد. از الگوهای ویژه ای الهام می پذیرد وهنجارهای خود را مشخص می کند.

 

صنعت چاپ و چاپ کتاب

 

پیدایش صنعت چاپ و چاپ کتاب در ایران بیشتر از آن جهت شگفت انگیز است که از آغاز قرن هفدهم در ایران شناخته شده است. البته رواج حقیقی و کامل آن در ابتدای قرن نوزدهم به وقوع پیوست.

بنیانگذار آن ولیعهد فتحعلی شاه و حکمران تبریز یعنی عباس میرزا بود. ورود صنعت چاپ و گرایش به چاپ کتاب در چارچوب نوسازی قاطعانه تکنولوژی، تشکیلات اجتماعی و ارتشی و فرهنگی ایران بود. «پیش از همه کشیشان کرملی در سال (1016 ه. ق / 1607 م) ماشین های چاپ را به ایران و اصفهان آوردند و چاپخانه آنان گذشته از حروف لاتین حروف عربی و فارسی نیز داشت. چند دهه بعد در سال 1641 م. ارمنیان نیز به نوبه خود چاپخانه ای در جلفای اصفهان تاسیس کردند. از این قرار این کار ظاهراً منحصر به غیر مسلمانان بود» (میشل کویی پرس.1366. ص 13) اما محافظه کاری برخی از اصناف مخصوصاً صنعت کاتب که معتقد بودند نظارت بر تولید متون و چاپ کتاب از نظارتشان خارج می شود و همچنین جمود فکری عامه مردم در شکست حضور چاپ و چاپ کتاب در سالهای قرن هفدهم موثر بود. از آنجا که خوشنویسی در بین کشورهای مسلمان تقدس و اهمیت ویژه ای داشت چاپ کتاب به صورت چاپ سنگی در قرن نوزدهم برچاپ سربی استیلا داشت چرا که چاپ سربی از نظر زیبایی شناسی قدرت مقابله و ایستادگی در برابر قلم کاتبان را نداشت.

«عقب افتادگی ایران در زمینه چاپ و چاپ کتاب نتایج اسفباری را برای ادبیات به بار می آورد. ادبیات را به گروه های ممتاز، بسته و قلیل محدود می کند. از نشر و همگانی شدن متون…. ممانعت به عمل آورد ….و این عقب افتادگی ایران را در انزوای فکری و ذهنی نگه داشت. » (بالایی، ص 16) تجدد فکری و ذهنی، اداری، سیاسی و فرهنگی از مدتها پیش در کشور های همسایه ایران مثل عثمانی شروع شده بود. تبریز که پایتخت موروثی ولیعهد قاجار بود. در مرز بین ایران و سرچشمه های فرهنگ غربی قرار داشت و اولین شهری بود که از این همسایگی و هم مرزی بهره برد. ما در آغاز قرن نوزدهم شاهد گسترش دو شیوه چاپ کتاب به صورت صنعت چاپ سربی وسنگی در ایران هستیم. چاپ کتاب به صورت سربی به دستور عباس میرزا در سال 1227 ق/ 12-1811 م در تبریز مستقر شد و ده سال بعد این فن به تهران رسید. در همان زمان ها دانشجویانی که توسط عباس میرزا به روسیه فرستاده شده بودند پیدایش صنعت چاپ کتاب به صورت سنگی را از سن پطرزبورگ گزارش دادند. این روش در سال 1825 م جایگزین چاپ کتاب به شکل سربی گردید و بلافاصله با استقبال مواجه شد. چاپ کتاب به شیوه چاپ سنگی نیز ده سال بعد در تهران مورد استفاده قرار گرفت و همچنین در شهرهایی نظیر اصفهان و شیراز جای چاپ کتاب به صورت سربی را گرفت. تا اینکه در سال 1873 ناصرالدین شاه در دومین سفر خود به اروپا ماشین چاپ جدید را به همراه آورد. «روش چاپ سنگی نه تنها چاپ کتاب و تکثیر متون بلکه تکثیر نوشتار را میسر می ساخت. متونی که با این شیوه چاپ می شدند به خوبی نشان می دادند که در نشر تمام حروف دستنویس تکثیر شده اند. با این وصف به علت کیفیت کاغذ و جوهر در چاپ کتاب به صورت سنگی، مقدار چاپ حداکثر هزار نسخه و غالباً بسیار کمتر از آن بود. به همین دلیل زمانی که مطبوعات توسعه یافتند و نیاز به تعداد چاپ بیشتر احساس شد چاپ کتاب به شکل چاپ سربی  دوباره از سرگرفته شد» (همان، ص 17) اگر چاپ سربی سبب توسعه جدید مطبوعات شد در مقابل چاپ کتاب به شیوه سنگی هنوز در انتشار کتاب ها به کار می رفت. صنعت چاپ و چاپ کتاب کتاب سه نقش اساسی در توسعه فرهنگ ایران دارد: 1- نشر آثار فرهنگی 2- پشتیبانی از مدارس نوبنیاد 3- نشر مطبوعات که از نظر توسعه و تغییرات نظام ادبی تاثیرات متقابلی بر یکدیگر دارند. در آغاز راه دربار خود بر امورات چاپ کتاب و مطبوعات نظارت مستقیم داشت. سپس این مسئولیت به عهده وزارت علوم و پس از آن به وزارت انطباعات واگذار شد که اعتماد السلطنه بخش اعظمی از زندگی خویش را عهده دار این مسئولیت بود. تمام کتب چاپ شده مهر سانسور (ملاحظه شد) را بر پیشانی داشتند. از این رو بسیاری از متون چاپ نشد و به صورت دستنویس باقی ماند و دست به دست گشت که بیشترآن ها در دوران انقلاب مشروطه به چاپ رسید. از این رو برخی کتب در خارج از کشور و معمولاً در استانبول، قاهره، کلکته و بمبئ به چاپ رسید. از سوی دیگر تعلیم و تربیت و صنعت چاپ کتاب گره خوردگی عمیقی پیدا کردند. تمدنی که قسمت اعظم آن شفاهی بود به نوشتار روی آورد و در نتیجه انقلابی فکری در ایران به وقوع پیوست. طریقه ارتباط با معلومات و اطلاعات به تدریج تغییر می کند و ذهن انتقادی شکل می گیرد «بخش عمده متون چاپ شده و چاپ کتاب برای استفاده های آموزشی متون ترجمه شده هستند. اما همه آن ها اینچنین نیست. به ویژه آثار تاریخی یا حقوق اساسی توسط اساتیدی چون ذکاء الملک فروغی تالیف می شوند. برخی از متون نیمه علمی و نیمه ادبی هستند. ترجمه رمان های تاریخی و علمی تخیلی مانند آثار الکساندر دوما و ژول ورن از این قبیل اند. » (همان. ص 20)

 

مطبوعات:

همانگونه که عنوان شد پیدایش و گسترش صنعت چاپ و به دنبال آن چاپ کتاب و مطبوعات از مهمترین پدیده هایی بودند که در ادبیات معاصر ایران به وقوع پیوستند. مطبوعات فارسی به علل متفاوت سیاسی هم در داخل و هم در خارج از ایران شکل و توسعه یافتند. در ابتدا و در واقع تا ترور ناصرالدین شاه مطبوعات در ایران جنبه ای زینتی، رسمی و دولتی داشت و مطبوعات با کیفیت در خارج از کشور در دست مخالفان بود. مطبوعات ایران پیشرفت صنعت را از نزدیک دنبال می کنند و گسترش آن ها به سانسورهای کم و بیش طولانی و کم و بیش شدید بستگی دارد. «محمد هاشمی در کتابی راجع به مطبوعات ایران تعداد 1186 روزنامه و مجله را از آغاز تا سال 1329 ش نام می برد. » این ارقام اهمیت مطبوعات را در ایران در مدتی مصادف با یک قرن به خوبی نشان می دهد، لازم به ذکر است که بسیاری از این نشریات پایداری چندانی نداشتند.

اولین روزنامه (یک برگ خبری) «اعلان نامه» را در سال 1252ق/ 7- 1836 م تحت سرپرستی میرزا صالح شیرازی و تا سال 1285 کمی بیش از 80 نشریه (40 نشریه از سال 1279 تا 1285) مرتباً در ایران به چاپ رسید و از سال 1285 تا 1292 تعداد 247 نشریه (20 نشریه روزنامه به چاپ رسیده است که 120 نشریه در 16 شهرستان منتشر گردیده است. در سال 1329 صد نشریه جدید را می توان نام برد و نقطه اوج در گسترش مطبوعات سال 1331 است که حدود 300 نشریه به چاپ می رسید. در این دوران مطبوعات در میان مردم رواج یافت و زبان آن برای همگان قابل فهم بود. در آغاز تعداد بسیاری از نشریات که با چاپ سنگی منتشر می شدند هفته نامه یا ماهنامه بودند و بسیار نامنظم به چاپ می رسیدند. اولین روزنامه ی تهران به عنوان «خلاصه الحوادث» در سال 1277 منتشر گردید. با یاری اعتمادالدوله (اولین وزیر مطبوعات) مطبوعات در مدت بیست سال پیشرفت تکنیکی قابل توجهی به دست آورد هرچند که شخص اعتمادالدوله بیش از اینکه دست اندرکار این حرکت باشد بانی و محرک آن بود. پیشرفت در نگارش و ویرایش در عرصه چاپ کتاب چشم گیر و محسوس است با بررسی اولین نمونه های مطبوعات به انشاء غالباً مخصوص آن ها پی خواهیم برد اما به تدریج با برخورد بیشتر با مسائل روزمره نگارش به سمت سادگی پیش می رود. در کل نوشتار فارسی و چاپ کتاب به سمت سادگی در جریان است و در اغلب انواع ادبی به چشم می آید.

 

مطبوعات فارسی در دوران مشروطه:

 

پس از ترور ناصرالدین شاه در سال 1314 ق/ 1896 م. سانسور حکومتی در ایران به تدریج تضعیف می شود و روزنامه هایی مانند «تربیت» که توسط ذکاء الملک منتشر می گردید فرصت بروز می یابند. از آنجا که عمده امکانات فنی در اختیار دولت است ده ها روزنامه در شرایطی نابه‌سامان و بدوی در تهران و شهرستان ها موقتاً به وجود می آیند. در این میان برخی نشریات به دلیل ماهیت ممتاز خود از دیگر جراید جدا هستند. نشریاتی چون نسیم شمال، صوراسرافیل در ابتدای سده بیست مانند حلقه های زنجیری هستند که نظام مطبوعات را به نظام ادبی پیوند می زنند. نسیم شمال متکی بر شعر و صور اسرافیل مرهون نثر علی اکبر دهخدا است. دهخدا در کودکی با تحصیل در مدرسه حاج شیخ هادی نجم آبادی و همچنین در حضور غلامحسین بروجردی از ادیبان نامی عصر، به کسب علم مشغول شد و بعد از آن در مدرسه علوم سیاسی ذکاء الملک به علوم جدید پرداخت. این دوگانگی تربیت ذهنی و فکری، دهخدا را در نقطه تلاقی دو جریانی قرار داد که فرهنگ نوین فارسی را تشکیل می دادند. گرایش سنتی یعنی فرهنگ فارسی قدیم و قرآنی، و گرایش جدید که به سوی غرب، تکنیک و علوم معطوف بود. در نوشتار دهخدا تاثیر این دو جریان بارز و مشهود است. جریانی که در چرند و پرند به عینه متبلور می باشد. حضور ملموس سنت که نوشتار و چاپ کتاب را مردم پسند می کرد و لحنی کاملاً جدید که در سطح سیاسی موثر واقع می گشت. علی اکبر دهخدا زندگی حرفه ای خویش را ابتدا به عنوان یک دیپلمات و یک کارمند آغاز کرد. به واسطه شغلش به اروپا سفر کرد و با محافل مهندسان خارجی مقیم ایران تماس حاصل کرد. در این حین به همکاری با روزنامه صور اسرافیل که به تازگی تاسیس شده بود دعوت شد. او اندکی کمتر از ده سال عمر خود را کاملاً وقف سیاست کرد. ابتدا به عنوان سردبیر صوراسرافیل در تهران مانند یک روزنامه نگار روزگار گذراند. سپس به اروپا رفت و پس از کودتای سال 1287 در آنجا اقامت گزید. با همتی والا کوشید تا از شهر «ایوردن» در سویس نشر روزنامه را ادامه دهد. اما مشکلات فنی مانع از آن شدند که بیش از سه یا چهار شماره به چاپ برسد. در بازگشت از اروپا دهخدا اندک زمانی با سروش در استانبول همکاری می کرد. از آن پس فعالیت روزنامه‌نگاری او به موازات فعالیت سیاسی اش ادامه یافت. او که به عنوان نماینده تهران و کرمان در مجلس دوم انتخاب شده بود در عرصه سیاست ایفای نقش کرد و تا سال 1300 فعالیت خود را ادامه داد.  پس از آن به تدریج از مشاغل دولتی کناره گرفت و به تحقیقات ادبی پرداخت. در دومین دوره زندگی دهخدا این دو جنبه تاثیر بسیار برجای می گذارد. دهخدا تا سال 1293 به ترتیب با هیئات تحریریه نشریات مجلس، آفتاب، شورا، ایران کنونی و پیکار همکاری می کرد. از ابتدای جنگ جهانی اول در منطقه بختیاری اصفهان منزوی شد و پژوهش های ادبی وسیعی را آغاز کرد که به چاپ کتاب دو اثر او 1- امثال الحکم 2- لغت‌نامه انجامید. البته لغت نامه را نتوانست به اتمام برساند و مرحوم دکتر معین در سال 59- 1358 در صدمین سالگرد تولد دهخدا آن را به پایان رساند.

دهخدا در وزارت خانه ها و موسسات دولتی مشاغل و سمت های متعدد و مهمی داشت اما آخرین دوران زندگی اش را وقف مطالعه، تحقیق و تتبع کرد. علاوه بر فرهنگ لغت به ویرایش متون قدیمی و ترجمه همت گمارد. دو ترجمه از آثار مونتسکیو، عظمت و انحطاط رومیان و روح القوانین از او به جا مانده است. دهخدا رمان و داستان کوتاه ننوشت. او فقط چند شعر به یادگار گذاشت. با این حال بدون شک او را باید از پیشروان صنعت نثر و چاپ کتاب به زبان ساده دانست. نبوغ ادبی او در هیچکدام از نوشته هایش با زبردستی و ظرافتی که در اثر مشهور وی «چرند و پرند» دیده می شود تجلی نکرده است. او زبان روزمره را برمی گزیند. زبانی زنده و ساده اما سرشار از تجربیات انسانی، زبان گفت و شنودهای خودمانی. گفتارهای کوچه و خیابان و خانه که در قالب گفتگو ریخته شده اند. چاپ کتاب چرند و پرند بعدها این توانایی را نمایان ساخت و فرایند تاثیر چاپ کتاب چرند و پرند در حرکت نثر معاصر به سمت سادگی مشهود گشت.

دهخدا عناصر گفتاری را همواره به همان صورت خام و اولیه ارائه نمی کند. برعکس او پیوسته زبان را به بازی می گیرد و در چرند و پرند به واقع گرایی توجه بسیار دارد او برای ارائه طنز سیاسی خود با ظرافت و ریزه کاری هرچه تمام تر داستان و گفتار را به هم می آمیزد. نچاپ کتاب چرند و پرند در نیمه راه بین نظم پردازی و بدیع‌نگاری قرار دارد. هم حکایت هایی، یعنی داستان های سنتی در آن ها وجود دارد. از این نظر دهخدا از یک سنت ادبی قدیمی بهره می جوید. اما در عین حال او با سازماندهی اساساً متفاوت ساختارهای روائی، قوانین داستان سنتی را در هم می شکند. لیکن رابطه ای که بین دخو و خواننده وجود دارد یا به عبارت دیگر نشانه ی مخاطب، تعادل اصلی این نوع ادبی را واژگون می کند. سبک دهخدا هنجارهای سنتی را متلاشی می کند در عین حال نه با الگوهای سنتی مطابقت می کند و نه از الگوهای وام گرفته از غرب کاملاً پیروی دارد.